به نام خدا

 در واقع در تمام جهان ها عقل کار میکند اما حسش به شکل دیگری است. فرق کشف و شهود و خواب دیدن چیست؟

خواب دیدن غیر ارادیست اما اگر به صورت ارادی به خواب بروید و تصاویری که حالت رویا گونه را دارند را ببینید، میشود کشف و شهود.

مثل نوستراداموس، در واقع آنها میبینند اما به یک شکل دیگری مشاهده میکنند. چطور میشود در جهان آخرت عقل حکفرما نباشد. همه جا بر مبنای تعقل می باشد. مگر قرآن رو حساب عقل نیست، مگر همه جملات آن عقلانی نیست مگر از جهان دیگر نیست. تنها حس هایی که از ما منتقل نمیشوند، 5 حس ظاهر ما میباشد، صور پنهان انسان ریشه انسان است. ریشه درخت قابل مشاهده نیست چون صور پنهان اوست. بیماری های روانی مربوط به صور پنهان میباشد. پس این ضلع سوم برای همه پنهان است و انسان باید تلاش کند تا ذره ای از آن را درک کند.

چیزی که در انسان خیلی مهم است تفکر اوست و آنکه به سمت حقیقت برود. این است که مهم است. درست است که ما به چیزهای مادی نیاز داریم، مثل فلز و سنگ. ولی در واقع چیزهایی هستند که آنها در خدمت ما هستند، گاهی اوقات میشود که ما در خدمت آنها هستیم.

مهم این است که هرچی ما داریم، چطور میتوانیم از آن استفاده کنیم. اگر نتوانیم استفاده کنیم، مال ما نیستند. پس تفکر است که ما را به سمت حقیقت میبرد. مهم عملی است که انجام میگیرد.

ما باید بدانیم که بعضی اوقات در یک شرایط خیلی عالی ممکن است مشکلاتی به وجود آید که بسیار شدید هم است و ما نباید بگوییم ما که بنده خوبی هستیم پس چرا مشکلات برای ما به وجود آمده یا ما که گناهی نکردیم که بخواهیم جواب پس بدهیم. پس ممکن است در صراط مستقیم هم مشکلاتی برای انسان به وجود آید. پس اگر انسان در این شرایط گیر افتاد باید بداند مثل همین داستان اعتیاد که توانست سربلند و موفق از آن بیرون بیاید میتواند مشکلات دیگر را هم حل کند. در اول هم گفتم این طوفان وجود دارد تا ما آموزش بگیریم و آن مشکل را حل کنیم تا احساس لذت کنیم. زیرا حل هر مشکلی برای انسان اعتماد به نفس و شادی به همراه میاورد.

این تغییرات جزء بافت زندگی انسان است. تعلیم برای بچه های کنگره به گونه ای هست که انگار یک بذری در آنها کاشته شده است که به طور خودکار این آموزش ها رشد میکنندو مشکلات را خود حل میکنند، و در جمعیت هایی مشخص هستند که اینها آموزش دیده اند.

صبر و سکوت به جا در خیلی از جاها بدرد میخورد. شما اگر ایرادی در انسانی میبینید نباید آن را خیلی گنده کنید. نباید با نوک شمشیرتان حرف بزنید و خیلی آرام مشکلات را حل کنید. در ادامه سردار میفرماید:

گفته بودیم این درخت رشدی نموده و از باغ٬ سرش بیرون آمده است.

در واقع مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید. درختی که سربلند باشد و از باغ بیرون زده باشد خود دیده میشود. حالا در مسیری که شما میروید ممکن است که یک عده حالشان خوب نیست و قابل اصلاح نیستند و مایل هستند مواد مصرف کنند. نان را آدم باید به شخص گرسنه بدهد، آن که سیر است این نان را قبول نمیکند. بعضی ها این آموزش را میگیرند و بعضی ها نمیگیرند.

در واقع تعداد آنهایی که میخواهند تکمیل بشوند خیلی اندک است. در همین تهران ما چند نفر از خانم هایی هستند که به درمان رسیده اند. در کل قضیه این است که آدم با تفکر در بعد زمان مادی هیچ وقت ضرر نمیکند. این طناب در اختیار همه هست که یکی صعود میکند و یکی خود را حلق آویز میکند. پس در زمانی که برایتان مشکلی پیش آمد به خودتان ترس راه ندهید.

پایان