شن های صحرا (بخش 1)

ابتدا جناب آقای مهندس از روند انتخابات مرزبانی صحبت میکنند و میفرمایند آن کسانی که انتخاب نشده اند نباید ناراحت شوند و در دل خودشان به این و آن فحش دهند. باید بدانند که مشکل در خودشان بوده یا اگر بر فرض مثال اگر 10 نفر به او رای داده اند باید خوشحال باشد که این ده نفر او را قبول دارند. در ورزش هم همین گونه است، یا ما میبریم یا آموزش میگیریم. هیچ کدام از ما آموزش هایمان تکمیل نشده است. ما همیشه باید فرا بگیریم زیرا باید بدانیم آموزش ما هیچ موقع قطع نمیشود. پس با آرامش به تقویت دانش و تفکراتمان بپردازیم.
من همیشه گفته ام که قادر نیستم کسی را به درمان برسانم و کمک راهنماها هم همین طور، آنها هم قادر نیستند.
شما فقط راه را به فرد نشان میدهید و تصمیم گیری با خود فرد است و شما اصلاٌ نمیتوانید در اختیار آنها دخالت کنید. پس هیچ کس در کنگره نمیتواند کسی دیگر را به درمان برساند.
در قسمت شنهای صحرا که سردار میگوید: مسائل به صورت گوناگون پیش میاید. شن های صحرا هیچ گاه آرام نیستند و مثل امواج دریا هیمشه در حرکت و جنب و جوش هستند.
ما هیچ چیز نداریم که ثابت باشد، هیچ گاه هم نیست که همیشه طوفانی باشد.
انسان یک روز عصبانی هست و یک روز خوشحال و یک روز استرس دارد و یک روز آرام است. در واقع اگر دریا طوفانی نشود شما قدر آرام بودن آن را نخواهید دانست.
قسمتی از کرمان هست که همیشه طوفانی میشود و همه جا سیاه میشود و باید شما ثابت بایستید ولی اگر راننده بخواهد به رفتن ادامه دهد گم میشود. یه جایی هست که انسان نباید هیچ کاری بکنه و هر کاری بکنه در اون لحظه به ضررش تمام میشه. کسی که با کاروان به سمت صحرا میرود و اگر کار بلد باشد از شتر پیاده میشود، شتر را مینشاند و رو خودش یک پتو میکشد تا طوفان تمام شود. پس انسان در واقع بعضی اوقات نباید کاری بکند. ما در کنگره مثلثاتی مختلف داریم. اما در اینجا یک مثلث از روابط انسانها داریم، یا خوب است و یا بد. که در صور آشکار اتفاق میافتد. پس مثلثی میباشد که یک ضلع خوب و یک ضلع بد و یک ضلع مجهول میباشد که خود انسان هم نمیداند. و در واقع آن ضلع سوم کاملاٌ در صور پنهان است و در واقع از خلقت انسان هم میگذرد و قدمت آن را هیچ کس نمیداند و نمیتوان آن را تخمین زد.
و مهمترین مسئله که باید برای انسان آشکار بشود همین صور پنهان است تا بتواند به ماهیت انسان ها پی ببرد. من خودم ذره ای با این صور پنهان آشنا هستم. تمام عرفای ما و فیلسوف های ما هنوز به یک بیس مشخص دست پیدا نکرده اند. همه آنها معتقد هستند که عقل انسانها فقط در جهان خاکی کاربرد دارد و در جهان های دیگر کاربرد ندارد.