گریز(خرابکاری)

شیطان به زیباترین شکل و جذاب ترین شکل ظاهر میشود و به طوری برای شما برنامه ریزی میکند و سراغ شما می آید٬ که خود اصلاٌ خبر ندارید. مانند اینکه در ساعت جلسه بهترین دوستتان سر راه شما قرار می گیرد و یا اینکه به خود میگویید من که حالم خوب شده بروم و به دوست خوبم که معتاد است یک پیام بدهم تا او هم به کنگره بیاید و میروید و چون نیروی تاریکی او بیشتر از روشنایی شماست، خود را میبینید که با طرف نشستید و مشغول مصرف مواد هستید.
و یا در سفر اول میروید یک ماشین جدید میخرید که برای آن مشکلاتی به وجود می آید و یا تصادفی میکنید که برای شما ممکن است سنگین باشد و چون هنوز نقطه تحمل شما بالا نرفته، عصبانی میشوید و میگویید من شانس ندارم، بدبختی همیشه روی پیشانیه ما نوشته شده است و....... بیکباره می بینید که در حال مصرف هستید و بعد میایید به من میگویید اصلاٌ فکرم کار نکرد و پاهایم جلوتر از خودم به سمت کاسب مواد رفت و واقعاٌ من تصمیم گیرنده نبودم.
بله، معلوم است که نمیتوانید تصمیم بگیرید زیرا از نقطه تحملتان خارج شده اید. برای همین است که ما میگوییم هرگونه تغییری در سفر اول ممنوع و یا هر گونه معامله ای ممنوع، چون بدانید همیشه نیروهای بازدارنده میخواهند شما را هدف قرار دهند، مخصوصاٌ در اواخر سفر به شکل های مختلف به سراغ شما می آیند و می دانند شما بعد از نه و یا ده ماه سفر، اعتماد به نفس به دست آورده اید و میدانید دیگر چیزی شما را وسوسه نمیکند و نیروهای منفی همین قضیه را هدف میگیرند. پس همیشه هوشیار باشید، درست است که در اواخر سفر حالتان عالی میشود اما سفر هم دشوارتر میشود. جوری که یادآوری آن دشواری٬ خود دشوارتر است. همیشه فکر گریز زدن مستقیما وارد ذهن ما نمی شود بلکه از این راه ها به سراغ انسان می آید.
البته این را هم باید بگویم این احساسات منفی سمت کسی می آید که زمینه آن در باطن فرد وجود دارد و دانایی کم او باعث می شود که به این احساسات منفی پاسخ مثبت دهد و از مسیر خارج شود. در واقع فرد بایستی برای تمام مسائل تفکر کند و احتمالات را در نظر بگیرد. اگر نیاز به خودداری بود، این کار را انجام دهد و فردی که آموزش های کنگره را در وجود خود دارد، سریعاً از این دانایی استفاده کرده و از راههایی چون تماس با راهنما، خواندن وادی و نشریات و ... استفاده می کند. به این مطلب هم باید اشاره کنم که انرژیی که از دیگران به دست می آید لزوماٌ منفی نیست اما اگر روزی این دیگران نباشند چه؟ پس بهتر است که منبع انرژی خود انسان باشد تا همیشه و همه حال در دسترس باشد.
نویسنده: استاد حامد زارع