به نام خدا

جلسه یکم از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سعادت آباد روزهای دوشنبه مورخه92/10/9 ویژه مسافران با استادی جناب آقای سعید نادری و نگهبانی جناب آقای علیرضا داداشی و دبیری جناب آقای شایان لشکری با دستور جلسه "وادی پنجم و تاثیر ان روی من" راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

 
خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که دوباره این جایگاه را تجربه میکنم و در خدمت شما دوستان عزیز هستم.

تا وادی چهارم درباره یک فکر و یک نگرش ذهنی صحبت میشود و این وادی به ما می گوید آن چیزهایی که در ذهنمان هست را از قوه به فعل در بیاوریم. قوه به معنای همان تفکر یا همان نگرش ذهنی است و فعل هم که انجام دادن است که یک فاعل میخواهد تا انجام گیرد. این وادی به ما میگوید فکر خالی هیچ اثری ندارد و در واقع قبل از شروع هر کاری بایستی کل جوانب کار را در نظر بگیری و وقتی که کار را شروع کردی دیگر به چیزی فکر نکن و راه خودت را ادامه بده. ما برای عمل کردن در راه درست و ارزش ها باید مراحلی را انجام دهیم که در واقع نکاتی هستند که هر مسافر سفر اولی آنها را بایستی رعایت کند که نتیجه اش این است که میتواند یک سفر عالی داشته باشد.

اولی٬ برگشت از ضد ارزش هاست، که در واقع در این مرحله، من باید تکلیف خود را روشن نمایم که کدام طرفی هستم آیا میخواهم آدمی دیگری شوم یا نه؟ هنوز دوستان من همان معتادان هستند؟

دوم، خودداری کردن است یعنی اگر من در رفتن به جایی تردید دارم که شاید در آنجا فلان شخص باشد که مواد مصرف میکند من نباید بروم و باید خودداری کنم.

سوم، قناعت کردن است که میگوید من نباید در سفر اول به فکر پیشرفت مالی و غیره باشم با همان شرایط که وارد کنگره شدم با همان هم تا آخر سفر خود زندگی کنم و توقعات خود را بیاورم پایین و از همه مهمتر یاد بگیرم از همان شرایط فعلی هم لذت ببرم.

اما چهارم که خیلی مهم است و در واقع در ثانیه به ثانیه سفر تاثیر دارد صبر کردن است. من در سفر خود وقتی جیره صبحم را میخوردم تا وعده ظهر صبر میکردم. تا پله بعدی خود صبر میکردم و برای تمام شدن سفر خود هم صبر میکردم که این صبر همراه بود با حرکت، یعنی آمدن به جلسات، مشارکت کردن، خدمت کردن و .....

مرحله بعدی که بسیار مهم است میگوید اگر ما برای خود وکیل میگیریم دیگر در کارها دخالت نمیکنیم چون اگر میدانستیم که چطور مشکلات خود را حل کنیم وکیل نمیگرفتیم. در کنگره٬ راهنما وکیل ماست که ما کارهای خود را به او سپرده ایم و هر کاری که او میگوید باید انجام دهیم زیرا او راه را بلد است ولی ما، نه.

رضا هم به این معنی است که از آنچه که به من میدهند راضی باشم از آن جیره ای که میخورم راضی باشم و همیشه ناله نکنم که این دارو جواب من را نمیدهد یا پله من را زودتر عوض کنید. و قسمت آخر که دقیقاٌ از همان بدو ورود ما به کنگره معنی میشود مرحله تسلیم است. وقتی من وارد کنگره میشوم باید تسلیم کنگره و راهنمای خود و قوانین وی باشم تا بتوانم آموزش پذیر باشم تا به دانایی من اضافه شود.