به نام خدا

جلسه نهم از دور ششم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سعادت آباد روزهای پنجشنبه مورخه ۹۲/۷/۲۵ ویژه مسافران و همسفران با استادی جناب آقای علی جلالی و نگهبانی جناب آقای حامد زارع و دبیری جناب آقای پرویز درویشی با دستور جلسه "وادی دوم و تاثیر آن روی من" همگام با مراسم تولد جناب آقای عطاء اخوان راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

عطای عزیز...

امیدواریم در راه خود قدمهای بسیار مفیدی بردارید و مسائل را به خوبی حل نمایید و به پایان برسانید. رهایی شما پایان اسارت از آنچه نمی دانستید است.

اولین سال رهائیت مبارک

سخنان استاد:

من ابتدا خداوند را شکر می کنم که این موقعیت را در اختیار من قرار داده و از مرزبانان محترم و همچنین نگهبان جلسه حامد عزیز سپاسگزارم...

در کنگره این را یاد گرفتم که آرامش و لذت بردن از زندگی دقیقا" همین نقطه ایی است که ما درون آن قرار داریم یعنی من با کوله باری از مسائل و درگیرهای زندگی اجتماعی و هر چیزی که هست بتوانم شاد و راحت زندگی کنم و بتوانم با امید زندگی را به پیش ببرم بنظر من این یک زندگی ایده ال و آن نقطه ایی که هر انسانی می تواند به آن بگوید: که من یک آرامش واقعی دارم.

در قسمت دوم که راجع تولد عطا عزیز است از ایشان خواهش می کنم بایستند و دوستان ایشان را تشویق کنند.

بعضی از بچه ها وقتی وارد کنگره می شوند و سفر را شروع می کنند خیلی راهنما را اذیت می کنند تا بتوانند به درمان برسند اما عطا جزو آن بچه هایی بود که من نفهمیدم کی آمد و کی به درمان رسید و فکر می کنم بچه ها در سفر دوم عطا را بیشتر دیده باشند تا بنده.

عطا در این مسیر بار اصلی را خودش برداشت و راهش را خودش پیدا کرد وی یک انسان بسیار با شخصیت و مودب بود که من از او خیلی راضی بودم  انشاالله که آقای مهندس و خداوند هم از او راضی باشند.

 عطا در جایگاه سفر دوم خدمت کردن را شروع کرد و نتیجه اش را هم دید امیدوارم یک روز به جایگاه کمک راهنمایی هم برسد در لژیون هم من همیشه به عنوان یک الگو از عطا یاد می کنم من این روز را به خودش . به خانواده عزیزش و آقای مهندس و همه اعضای کنگره تبریک می گویم.

راجع دستور جلسه چیزی که به یادم می رسد در ابتدای وادی یک کلمه را به کار برده بنام هیچ مخلوقی این تفکر در ذهن آدم شکل می گیرد که صحبت از انسان نیست بلکه از کل موجودات است یعنی خداوند از خلقت و آفرینش تمامی موجودات حتی آنهایی که ما آنها را بی ارزش می پنداریم هدفی را دنبال کرده است و آن چه هدفی است؟ خودش بهتر می داند که چه هدفی است. در قسمت دوم می گوید هیچ کدام از ما. این هیچ کدام از ما به نظر من یک حسی است که ما در زمان مصرف یا حالا قبل از آن و خیلی از انسانهای عادی امروز جامعه با آن درگیر هستند یعنی به یک سردرگمی می رسند که نمی دانند کجای کار قرار دارند و نمی دانند که چه مسیری را باید ادامه بدهند و فکر می کنند که خداوند آنها را بی جهت خلق کرده است و دنبال یک مقصری می گردند که عدم پیشرفت و عدم رسیدن به خواسته های خود را به گردن آنها بیاندازند.

این وادی این را برای من مشخص می کند که اگر من امروز هستم حال در هر کجا برای انجام کاری آمده ام. اینکه برای انجام چه کاری آمده ام باید خودم پیدا کنم این نیست که شخصی بیاید بگوید فلانی شما باید فلان کار را انجام بدهید پس من بگویم این شد هدف من و این هم شد مسیر زندگی من این که می خواهی چه کار کنی خودت باید انتخاب کنی مانند همان وقتی که تک تک ما برای درمان وارد کنگره شدیم این یک مسیری بود که خودمان انتخاب کردیم نه کسی ما را به زور آورد بلکه خودمان نشستیم و در مورد  گذشته خود تفکر و بررسی کردیم.

و امروز خود را دیدیم که یک شرایطی برای ما رقم خورده که باید این شرایط تغییر کند و برای درمان باید به جای مشخصی می رفتیم که ادامه مسیر زندگی هم دقیقا" به همین صورت است و من همیشه گفتم اگر به دنبال این هستید که روزی سفر اول تمام شود و دیگر هیچ مشکلی در زندگی وجود نداشته باشد سخت در اشتباه هستید چون همانطور که می گویند پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست.

پایان هر مشکل هم سر آغاز مشکل دیگریست من فکر می کنم انسان هر چه در سطوح بالاتری قرار بگیرد مشکلاتش هم بیشتر می شود یعنی شکل مشکلاتش هم عوض می شود منتهی آن فرق نگاه و آن دید افراد نسبت به مشکل است که حل آن مشکل را آسان و یا لذت بخش می کند و یا سخت و عذاب آورش می کند اگر ما با یک دید دیگر و با یک زاویه دیگر نگاه کنیم این را خواهیم فهمید که مشکلات و مسایلی که در زندگی ما هستند رحمت خداوندی هستند نه زحمت و عذاب الهی چون حل مشکل و حل مسائل ما را می تواند به پله های بعدی و به ارتقا برساند.

آرزوی عطا اخوان

من یک آرزو دارم و خودم با این آرزو وارد کنگره شدم و امیدوارم تمام بچه های سفر اولی و آنهایی که در سفر دوم هستند در مسیر خدمت به کنگره به تمام معتادین باشند.

ادامه مراسم تولد با سخنان عطا اخوان

اول تشکر می کنم از تمام دوستان. همسفران و مسافران که به من یک انرژی خیلی عالی دادید باور کردنی نیست. روزی که وارد کنگره شدم خیلی حالم بد بود حدودا" یک ساعت مشاوره من طول کشید چون من فقط گریه می کردم و نمی فهمیدم که مشاورم چه می گوید.

قبل از اینکه به اینجا بیایم سی دی لحظه دشواری را گوش کردم که آقای مهندس میگوید که وقتی در آن لحظه قرار می گیری آن لحظه تمام می شود و دیگر آن دشواری وجود ندارد.

خیلی سخت است در این جایگاه قرار گرفتن یک روزی باورم نمی شد که رها شوم که شدم  باورم نمی شد که خدمتگذار بشوم که شدم باورم نمی شد که بتوانم تولد بگیرم  که تولد هم گرفتم.

من همه این آموزشها را مدیون استادم آقای جلای هستم و امیدوارم بتوانم یک خدمتگذار شایسته برای کنگره باشم .

من از محبت اصلا" چیزی نمی دانستم تا اینکه به کنگره آمدم آقای جلالی آمد به او گفتم من می خواهم در لژیون شما باشم و ایشان با آغوش باز مرا پذیرا شد و سعی کردم آن چیزهایی که به من می گوید را با تمام وجودم انجام دهم. من همیشه سعی کردم فاصله استاد و رهجو را در هر مقطعی حفظ نمایم و همین مرا پایبند کرد.

اول از همه از آقای جلالی تشکر می کنم که واقعا" حق پدری بر گردن من دارند و تمام زندگی و جایگاهم را و تمام انرژی که شما به من می دهید را همه را مدیون آقای جلالی هستم.

و به ترتیب آقای مهندس دژاکام و خانم آنی و استاد امین و تمام دوستان و برادر لژیونی هایم بچه های مرزبانی سعادت آباد و شهرک غرب.

راهنماها من نمی توانم تک تک نام ببرم تشکر می کنم از همه دوستان و از اینکه به سخنانم گوش دادید سپاسگذارم.

ادامه مراسم به روایت تصویر

تبریک ویژه تیم وبلاگ سعات آباد به عطای عزیز

تهیه و تنظیم تصاویر اصغر جعفرنیا

شاد باشید