به نام خداوند مهربان

سالهای که درگیر مواد مخدر بودم به هر  دری میزدم که از دست  آن رها بشم  اما تمام راه هایی که می رفتم به بیراهه ختم می شد.چهار سال بود که درگیر ترک بودم اما موفق نشدم .

968ritalin.jpg

و در طول این چهار سال هیچ کاری انجام ندادم و میگفتم دارم ترک میکنم و دائم از من مانند یک بیمار که در بیمارستان بستری بود رفتار می شد. وقتی دیدم نمی شود ترک مواد را کرد تصمیم گرفتم مصرف کنم اما طوری که قیافم مانند قیافه یک معتاد نباشد. شروع کردم به خوردن  داروهای چاقی٬ قرصهای چاقی٬ پودرهای چاقی و هر چیزی که مرتبط بود..... و ورزش کردن.

گذشت  یک روز صبح میخواستم درخانه با خانواده صبحانه بخورم یک انباری در داخل خانه داریم رفتم گردو بیاورم با نان و پنیر بخوریم داخل انباری که شدم دست به کیسه گردو که زدم کاغذی از بالا افتاد روی سرم من کاغذ را برداشتم به عربی نوشته بود متوجه نشدم پشت و روش رو نگاه کردم دیدم به فارسی نوشته بود در آب بجوشانید و به اوبدهید بخورد درست با همین کلمات. آمدم بیرون وبه همسرم گفتم  این چیه گفت من فکر کردم روانی شدی دادم به دعا نویس برات نوشته تا شاید خوب بشی بگذریم.

منظورم در واقع این بود که علاوه بر من که جدا دنبال راه می گشتم خانواده ام نیز به هر دری می زدند و دنبال چاره ای بودند که زندگی از دست رفته مان را درست کنند . اما غافل از اینکه کسی نبود که بتواند کاری بکند.بودند کسانی که فقط به فکرمنافع خودشان بودند.

تا این که یک روز یکی از روزهای خوب خدا از طریق رسانه با کنگره 60 آشنا شدم و در مشاوره اول به من گفتن 11ماه باید تحت آموزش باشی و البته کلمه ترک برداشته شد با درمان اعتیاد جایگزین شد. وقتی شرایط را برای من توضیح دادند و مدت زمان درمان را ، من هم گذری به گذشته زدم و مروری به کارهایی که برای ترکم در طول 4 سال کرده بودم کردم دیدم راه کنگره بهترین راه و مطمئن ترین مسیر بود با خودم گفتم 4 سال در حال ترک  بودی نتوانستی کاری بکنی 11ماه دیگر هم روی آن و وارد کنگره شدم و یک لژیون انتخاب کردم و در این لژیون هم پدر داشتم وهم برادر یعنی کاملاً مکانی امن بود برای من. و با دارو جسم من و با آموزش روح روان و جهانبینی من را تغییر دادند. الان با قدرت و با صدای بلند داد می زنم بهترین لحظه های عمرم را سپری میکنم بدون مواد مخدر .

تشکر از دوست عزیزمان که  مطلب را تهیه کرد و نمی خواست نامش ذکر شود.